تبليغاتX
Moonlight

Moonlight
Only for me
نگرانم ! ! برای روزهايی که مي آيند تا از تو تاوان بگيرند و تو را مجازات کنند! ! نگرانم ! برای پشيمانی ات، زمانی که هيچ سودی ندارد! نگرانم ! ... ... ... برای عذاب وجدانت ، که تو را به دار میکشد و می کُشد ! ... ... روزگاری رنج تو .. رنجم بود اما روزها خواهند گذشت ... و تو آری تو! آنچه را به من بخشيدی ز دست ديگری باز پس خواهی گرفت! و آنچه که من به تو بخشیدم ، هیچگاه نخواهی یافت.

[ جمعه هشتم اردیبهشت 1391 ] [ 0:13 ] [ فاطمه ]
دلم میخواد زندگیمو بزنم جلو.تا بعد از مرگم حتی.دلم میخواد ببینم خدا چرا چشماشو به روم بسته.چرا جواب حرفامو نمیده.دلم میخواد ببینم آخر این زندگی پرپیچ و خمم چی میشه.دلم میخواد شبا بی کابوس بخوابم...

[ شنبه بیست و ششم فروردین 1391 ] [ 0:27 ] [ فاطمه ]
تنفر زیباترین احساسی که تا به حال حسش نکرده بودم...

[ دوشنبه بیست و یکم فروردین 1391 ] [ 23:31 ] [ فاطمه ]
دوباره عید شد!

دوباره کلی انتظار برای جوونه زدن گندمهایی که گذاشتم سبزه بشه!

و دوباره کلی اضطراب که سال91 چی میشه؟!...

[ سه شنبه بیست و سوم اسفند 1390 ] [ 23:13 ] [ فاطمه ]
بالاخره این معدل های خاک برسری هم اومد...ماااااااادرجان!

[ جمعه بیست و هشتم بهمن 1390 ] [ 2:34 ] [ فاطمه ]
با من مگو که شیعه و سنی برادرند

ما بی خیال سیلی مادر نمیشویم...

[ پنجشنبه سیزدهم بهمن 1390 ] [ 0:36 ] [ فاطمه ]
یعقوب وار وااسفاها همی زنم
دیدار خوب یوسف کنعانم آرزوست
بالله که شهر بی تو مرا حبس می شود
آوارگی و کوه و بیابانم آرزوست
زین همرهان سست عناصر دلم گرفت
شیرخدا و رستم دستانم آرزوست
جانم ملول گشت ز فرعون و ظلم او
آن نور وری موسی عمرانم آرزوست
زین خلق پرشکایت گریان شدم ملول
آن های و هوی و نعره مستانم آرزوست
گویاترم ز بللب اما ز رشک عام
مهرست بر دهانم و افغانم آرزوست
دی شیخ با چراغ همی گشت گرد شهر
کز دیو و دد ملولم وانسانم آرزوست
گفتند یفت می نشود جسته ایم ما
گفت آنک یافت می نشود انم آرزوست

پی نوشت:حقا که بعضی القاب برای بعضی ها بی نهایت برازندست.

[ یکشنبه نهم بهمن 1390 ] [ 0:9 ] [ فاطمه ]
۱.اولین سفر مستقلم مبارکم باشد!

۲.عاشق که باشی جای دوده البرز را میبینی!

۳.توی شب های جاده شمال بدجور خدا را میبینی.توی کوه های بلندش عظمتش خیلی توی چشم میزند...

۴.چند وقت هست این حالو نداشتم؟!

[ سه شنبه بیست و هفتم دی 1390 ] [ 20:4 ] [ فاطمه ]
ساعت4صبح دارم برای استاد تحقیق میل میکنم!بازم جای شکرش باقیه با وضع داشگاه ما نگفته با کفتر نامه بر بفرستین گفته میل کنین!والاااااااااا!

حالا نوع تحقیقش زوره!از ریاضی و نقشه زدم داریم تحقیق تربیت ترجمه میکنیم!

[ سه شنبه سیزدهم دی 1390 ] [ 3:54 ] [ فاطمه ]
مث خر کار کرم بیل زدم الک کردم!از سرتا پام با خاک یکی شد!آخه به مام میگن مهندس؟

[ جمعه نهم دی 1390 ] [ 22:11 ] [ فاطمه ]
درباره وبلاگ

Isn't someone missing me
امکانات وب